تبليغاتX
هنوز هیچ
لالایی///////عادت کردندگوشهایم  شاید

۱

لالایی شب زیر گوشهایم

تاصدای کفش هایت می خوابند

روی زمین

۲

ناله های گلویم از قورت دادن بغض است

اما............

۳

فرفره ها سایه هایشان را می رقصانند

با شنیدن صدای کفش هایت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 6:25  توسط فرناز عراقی   | 

تکرار/////شب خسته نمی شود از سرسره بازی

۱

سوخته روشنی اتاق در زمان

 اگر بیایی خاکستر نور می پیوندد به هم

۲

 چشم به در ماندم

که شب سر خورد روی پنجره

تا صبح باز هم........

۳

پنهان نمی کنم شاید دیگر

 میخواهمت ها را پشت نگاه

۴

ساکت است قلبم

سنگینی نگاهت را بردار

شاید دوباره بتپد برایت

۵

حالا که نیامدی

به تکرار شب سر می خورد

و.......

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 6:51  توسط فرناز عراقی   | 

قاتل///////شاید وقت کشی

قاتل ثانیه ها میشوم تا تو

نقطه میشود مردمک چشم تا سفیدی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 8:25  توسط فرناز عراقی   | 

قایم باشک /////////////////بی شک  تا تو

 

تاریکی را قورت می دهم

تا آمدنت /عود می سوزانم

قدر چقدر زندگی ....

تو پشت دستهایت

با چقدر بازی قایم باشک

گم می شوی ....

اگر نیایی /صورتم را زیر بالشت

گم می کنم

تا تو...

شاید پیدا هم شوی

تو... 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 7:35  توسط فرناز عراقی   |