۱
لالایی شب زیر گوشهایم
تاصدای کفش هایت می خوابند
روی زمین
۲
ناله های گلویم از قورت دادن بغض است
اما............
۳
فرفره ها سایه هایشان را می رقصانند
با شنیدن صدای کفش هایت
تکرار/////شب خسته نمی شود از سرسره بازی
۱
سوخته روشنی اتاق در زمان
اگر بیایی خاکستر نور می پیوندد به هم
۲
چشم به در ماندم
که شب سر خورد روی پنجره
تا صبح باز هم........
۳
پنهان نمی کنم شاید دیگر
میخواهمت ها را پشت نگاه
۴
ساکت است قلبم
سنگینی نگاهت را بردار
شاید دوباره بتپد برایت
۵
حالا که نیامدی
به تکرار شب سر می خورد
و.......
قاتل ثانیه ها میشوم تا تو
نقطه میشود مردمک چشم تا سفیدی
تاریکی را قورت می دهم
تا آمدنت /عود می سوزانم
قدر چقدر زندگی ....
تو پشت دستهایت
با چقدر بازی قایم باشک
گم می شوی ....
اگر نیایی /صورتم را زیر بالشت
گم می کنم
تا تو...
شاید پیدا هم شوی
تو...